ترس و امید

خداوندا ببخش ما را برای گـنـاهـانـی که لذتش رفته اما مسئولیتش مانده...

ترس و امید

خداوندا ببخش ما را برای گـنـاهـانـی که لذتش رفته اما مسئولیتش مانده...

سلام به وبلاگ ترس و امید خوش آمدید...

هـرگـز نـمـازت را تـرک مـکـن!

مـیـلیـون هـا نـفـر زیـر خـاک ،

بـزرگ تـریـن آرزویـشـان بـازگـشت بــه دنـیـاست

تـا سجـده کـنـنـد ... ولـو یـک سـجـده !

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱۱۲ مطلب با موضوع «اهل بیت(ع)» ثبت شده است

امام علی عـلیه السلام فرمودند: از حبیبم رسول خدا صلى الله

علیه و آله شنیدم که فرمود: امیدبخش‏ ترین آیه در قرآن این آیه

است: اقم الـصـلاة طرفى النهار و زلفاً من اللـیـل انّ الحـسنـات

یُذهبن السیئات سوره ی هود آیه ی 114


سـپـس پـیـامبر (ص) ادامه دادند: یا عـلى! سوگند به خداوندى 

که مرا بشیر و نذیر به سوى مردم مبعوث کرد، وقتى که انسان

براى نماز وضو بگیرد، گـنـاهـانش ریخته مى ‏شود، و زمانى کـه 

رو به قبله کند، پاک مـى ‏شـود. یا على! مـثـال اقـامه کننده‏ ى

نمازهاى روزانه، مثل کسى است که هر روز پـنـج مرتبه در نهر

آبى که جلوى منزل اوست خود را شستشو کند.

 تفاسیر مجمع البیان و کنزالدقائق‏.

             


  • منتظر تنها

مهمترین نمو ادب ، ادب در برابر خدای متعال است. انسان باید بکوشد

که در محضر پروردگار سبحان کمال ادب را رعایت و ادب حـضـور حضرت

رب العالمین را حفظ کند.[1] 

اگرچه مراعـات کـردن دستورات الهی در شئون زنـدگی ، پـیـاده کردن

ادب در برابر اوست امـا عـلاوه بر آن ، عظمت الهی اقتضا می کند که

انسان در مقام ذکر او و اسـمـای مقدسش، آن ها را با ادب یاد کند و

تا می تواند اسمای الهی را بدون پـسـوند جل جلاله یا عز و جل یا

سبحان و تبارک و تعالی ذکر نـکند؛ چنان که ائـمه علیهم السلام

و عالمان ربانی این گونه بوده اند.[2]


سیدبن طاووس (قدس سره) که از بزرگترین علمای شیعه اسـت در

تألیف هایـش هـرگز لـفـظ مـقدس الله را بـدون پسوند جل جلاله ذکر

نکرده است. امام خمینی (قدس سره) نیز نام خداوند را همراه متعال

و سبحان و سایر صفات می آورد.[3]


خلاصـه جـایگاه ویـژه ای در تـوجه به حق تعالی و محبت به او و اظهار

خضوع در برابرش قـائل بـاشد و آن را مـراعات نـمـاید، در روایـتی آمده 

است: جوانی به پیامبر اکرم(ص) سلام کرد و از دیدار آن حضرت اظهار

خوش حالی نمود. حضرت به او فرمود: آیا مرا دوست داری؟

عرض کرد: آری، به خـدا سـوگـنـد یا رسـول الله، حضرت فرمود: آیا به

اندازه مادرت؟ عـرض کـرد: افزون تر، حضرت فرمود: به انـدازه خودت؟

عرض کرد: به خدا سوگند یا رسول الله شما را بیشتر دوسـت دارم.

حـضرت فرمود: به اندازه خدا؟ عرض کرد: الله ، الله ، الله ، ای پیامبر،

این مقام نه برای شماست و نه برای دیگری؛ زیرا من شما را برای

دوسـتی خدا دوست دارم. رسول خـدا (ص) به اصـحاب خـویـش رو 

کرد و فرمود: خدا را به جهت احسانش به شما و نعمت و دانش بر

شما و مرا به خاطر دوستی خدا دوست بدارید.


بنابر این ادب عبودی در برابر خداوند متعال اقتضا می کند که انسان 

هیچ گاه مرتبه و اندازه وجودی خویش را در برابر او فراموش نکند و در

مقام خطاب به او و دعا و خواستن از او ، حالت ذلتخویش را در نظر

بگیرد و تا می تواند خواسته اش را به صورت امر و نـهـی اظهار نکند؛

چنان که قرآن کریم بعضی از تقاضاهای پیامبران الهی از حضرت حق

را این گونه نقل می کند، مثلا حضرت ابراهیم (ع) نسبت به آمرزش

گنهکاران به خداوند عرض می کند:

وَ مَن عَصانی فَإنّک غَفُورٌ رَّحیم (ابراهیم ۳۶)،

و هرکه مرا نافرمانی کند، به یقین تو آمرزنده و مهربانی.[4]


از جمله شـئـون ادب در برابر خـداوند ، ادب در مـقـام دعا و نیایش

است؛ گاهی بی ادبی و جرأت و جسارت دعا کننده در برابر خداوند

کاملا محـسـوس است و احیانا دیده شده است که خدای تعالی را

تهدید می کند که اگر دعایم را مـسـتجاب نکنی چنین و چـنـان می 

کنم. هر بنده ای که محبت الهی در دل او  راسخ تر باشد اهتمام او 

به مراعات آداب محضر پروردگار و آراستن ظاهر و باطن بیشتر است 

و خود را همواره به گونه ای قرار می دهد که محبوب بر وی با چشم

نظر بنگرد و هر اندازه که قُـرب انسان به خداوند بیشتر باشد، رعایت

جزیی ترین آداب در نهاد او قوی تر است. کسی که خود را در محضر

پروردگار می بیند باید آدابی را رعایت کند؛ از جمله آداب:


۱) همواره به خداوند متعال توجه داشته باشد و به دیگری ملتفت

نشود. 


۲) اگر در درگاه الهی قرب و منزلتی پیدا کرد و مجال مناجاتی برایش

حاصل شد هرگز مرتبه خود را فراموش نکند و از حد عبودیت وبندگی

تجاوز ننماید، دچار عجب و غرور نشود. 


۳) هر اندازه که سؤال و خطاب از صورت امر و نهی و نفی دورتر باشد

به ادب نزدیک تر است.


۴) ندیدن خود و نام نبردن از خویش هنگام بیان نعمتی از نعمت های

پروردگار متعال همان طور که رسول خدا (ص) فرمود: زُویَت لی الأرض

فَرَأیت مشارقها و مغاربها یعنی زمین پیچیده شد و مشارق و مغارب

آن را به من نشان دادند و نفرمود: من مشرق و غرب عالم را دیدم.

خواست نام خویش را نبرد تا به ادب نزدیک تر باشد.[5]


[1] احمد سالاریه ، ادب سرمایه برتر ، ص۱۷۷

[2] محمدباقر تحریری ، شرح حدیث عنوان بصری ، ص۱۴۳

[3] احمد سالاریه ، همان کتاب ، ص۱۷۹-۱۷۸

[4] محمد باقر تحریری ، شرح حدیث عنوان بصری ، صص۱۴۴-۱۴۳

[5] احمد سالاریه،ادب سرمایه برتر،ص۱۸۱-۱۷۹


  • منتظر تنها
آقا سید هاشم حداد می فرماید: حضرت آقای قاضی تبریزی خیلی
در گفتارشـان و در قیام و قـعـودشان و بطور کلی در مـواقـع تغییر از 
حالتی به حـالت دیـگر ، خصوصا کلمه یـا صـاحـب الـزمـان را بر زبان
جاری می کردند . 

یک روز یک نفر از ایشان پرسید: آیا شما خدمت حضرت ولـی عـصر
ارواحنا فـداه مـشرف شـده اید ؟! ایـشـان فـرمودند: کـور اسـت هر
چشمـی کـه صـبـح از خواب بـیـدار شود و در اولین نظر نگاهش به
امام زمان(عج) نیفتد ...
روح مجرد ص513



الـهـم ارنـی الـطـلـعـة الـرشـیـدة
  • منتظر تنها

کسی هست باهم گریه کنیم؟


دانلود ویدئو

مدت زمان: 1 دقیقه 59 ثانیه 


آیا این‌ها جلوه‌های ظهور نیست؟


پروردگار متعال قواعد عالم ملکوت را نظیر و شبیه قواعد عالم ملک قرار

داده و عالم تکوین را منطبق با عالم تـشـریع خـلق کرده تا بـشر بـا پی 

بردن به اسرار و قواعد عالم ملک و تکوین، پی به اسرار ملکوت و تشریع

ببرد و از این هماهنگی و شباهت حکمت‌هایی استفاده کند یکی از این

قواعد مسلم و عمومی طبیعت، تدریجی بودن تـحـولات می‌باشد فی‌

المثل حرکت وضعی زمین و در پی آن طلوع و غروب خورشید یک فرایند

تدریجی است اگر خورشید به یک باره در آسمان زندگی مادی و طبیعی 

طـلوع یا غـروب کند در رونـد حـیات اختلال ایجاد می‌شود و هیچ موجود

زنده‌ای قادر به تطبیق خود با تغییر وضعیت نور در میدان حیات نخواهد

بود و نظم زندگی به هم می‌ریزد.


خورشید باید به تدریج غروب و طلوع کند تا موجوداتِ تحت تأثیر خورشید 

بتوانند خود را با تغییرِ رخ داده تطبیق کرده و حیات به چرخه‌ی نظم خود

ادامه دهد نظیر همین اتفاق نیز در حیات معنوی و ملکوتی بشر، در حال،

اتفاق افتاده است.


امام معصوم، خورشید آسمان حیات معنوی بشر است و طلوع و غروب

ایشان در صحنه حیات بشر تابع قواعدی شبیه قواعد طبیعی خورشید

است اگر مقوله غیبت و ظهور حضرت به طور دفعی و بدون هیچ زمینه‌ای

واقع شود، مسلماً جوامع بشری تاب این تحول شدید را نخواهد داشت.


بدین علت حکمت الهی مقتضی تدریجی بودن این اتفاق عظیم است با

بررسی تاریخ حیات بابرکت حضرت در میابیم که این اتفاق در مورد غیبت 

حضرت واقع شده است غیر از اینکه حیات سه امام همام قبل از امام 

عصر(عج) تقریباً به حالت غیبت بوده و نوعی تمرین برای شیعیان برای

زندگی مومنانه بدون ارتباط فیزیکی با امام بود.


غیبت حضرت به دو مرحله غیبت صغری و کبــــــری تقسیم می شود

مرحله غیبت صغری به مثابه آماده کردن مـردم برای غـیـبـت اصلی و 

طــــــولانی حضرت بوده است.


همین حکمت در دوران ظهور حضرت هم رعایت خواهد شد بشری که

در طـول صــدهـا سـال در دل ظـلـمت زندگیِ بدون حاکـمـیـت فـرهنـگ 

توحیـــــدی ولایــــــی نشو و نـما پـیدا کرده ظرفیت تحمل ناگهانی نــور

وجودی که به تعبیر قرآن زمین را اشراق می‌کند اشرقت الارض بنور ربها

را ندارد لذا باید واسـطـه در ایـن بیـن وجود داشته باشد بدین معنا که

مجالی برای تجلی نور ایشان در وسعت‌های محدود به وجود آید، که

مردم بتوانند خود را برای حضور آن مقام رفیع آماده کنند.


قرائن و شواهد نشان می‌دهد انقـلاب اسـلامی و نــــظام مقـــــدس

جمهـــــوری اســـــلامی ایران ظهور صغرای حضرت بقیه الله الاعظم و

بین الطلوعین حکومت جهانی امام زمان ارواحنا فداه می‌باشد.


مثلاً این مراسمات عبادی و معنوی را ببینید روزی در همین شهر قم،

اگر چند طلبه به صورت انفرادی و با هزینه شخصی چند روزی اعتکاف

می‌کردند، می‌گفتیم الحمدالله معـنـویت در حوزه پیشرفت کرده ولـی

اکنون می‌بینیم چند هفته قبل از ایام اعتکاف شاهد جوانانی هستیم

که چندین شبانه‌ روز و در سـخـت‌ترین شـرایط و با کم‌ترین امکانات در

مساجد و حرم‌ها معتکف می‌شـوند و عـمـده هدف خود را خودسـازی

برای آمادگی ظهور اعلام می‌کنند مگر در ایام رژیم گذشته عموم مردم

از معارف اهل‌بیت و ادعیه ایشان این قدر اطلاع داشتند!؟


در روز عرفه در غیر صحرای عرفه شاید خواصی پیدا می‌شدند که دعای

عرفه سیدالشهدا را با آن مضامین بلند و عرشی را قرائت می‌کردند؛ اما

اکنون چه؟ از ظهر تا عصر عرفه، مساجد، حرم‌ها و خیابان‌های اطراف و

رسانه‌ها بسیج می‌شوند تا میلیون‌ها انسان اعم از نوجوان و جوان و

پیر و زن و مرد و عامی و عالم در کنار هم نشسته و با ناله و تضرع، این

دعای به این حجم را قرائت می‌کنند، این‌ها فرج امام زمان نیست، پس چیست؟


زمانی بر این ملت گـذشت که حتی در میان خـواص کمتر کـسی پیدا

می‌ شد که بتواند قرآن را از روی مصـحف، به درستی قرائت کند تا چه

رسد به درک معانی و معارف قرآن امـا اکـنـون می‌بینیم که در سراسر

کشور ده‌ها هزار حافظ و قاری قرآن تربـیـت‌ شـده‌اند که به دنبال درک

حقائق قرآن و عمل به آن‌ها هستند، آیا این‌ها جلوه‌های ظهور نیست؟ 


نمـــاز جمعه‌ها، راهپیمایی‌ها، جهـــادها و شهادت‌ها، احیـــاء مهدیه‌ها

و جمـــکران، اقـــــبال مردم به دعـــــای ندبــــه و... همه و همه نشان

از یک خـیـزش عــظــیم و تــحــولی بــی‌سـابقه در تاریخ تشیع و همه

جلوه‌هایی از ظهور صغری است.


انقـــــلاب اســـــلامی ایـــــران ظهـور برنامه‌ای، شخصیتی و حقـوقی

حضرت مهـدی موعـــــود (عج) بوده و ظهــور جهانی و اصلی حضرت،

ظهـــور شـخـصی و حقیـــقی ایشــان می‌باشـد هر کـس هـر کـاری

می‌ خواهد در دوران ظهور انجام دهد الان شروع کند چون وقتش فرا

رسیده و زمینه‌اش از هر جهت آماده است.


علامه حسن‌زاده آملی


منبع: کانون مهدویت دانشگاه فردوسی مشهد

  • منتظر تنها


کنود کیست؟


بـه کـسـی که حق نشناسی کند و از کـسی که به او چیزی داده یا

کـمـکی به او کرده تـشـکر نـکـند و حتی به او بی ادبی کـند ؛ در کـل 

کنود به معنای ناسپاس است.


شکر نعمت نعمتت افزون کند    کفر نعمت از کفت بیرون کند


ویژگی های انسان کنود چیست؟


1- کسی که معصیت هایش را با آب و تاب می گوید و نعمت های که

خداوند به او داده را نادیده می گیرد .


2- کسـی که نـعـمت های خدا را مصرف می کند اما به کسی کمک

نمی کند. (بخیل)


3- کسی که در مشکلات و مصائب با دوستان خود همدردی نکند.


4- کسی که خیرش بسیار کم است.


5- کسی که وقتی نعمتی به او داده می شود ، از دیگران دریغ


می کند ولی اگر گرفتار مشکلی شود همه را خبر و ناله می کند.


6- کسی که نعمت های الهی را در معصیت خرج می کند.


7- کسی که نعمت خدا را انکار بکند.


آیا در قرآن از انسان کنود صحبت شده ؟


إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ العادیات آیه 6

که انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است. 


وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُ


ضُـرَّهُ مَرَّکَأَن لَّمْ یَدْعُنَا إِلَى ضُـرٍّ مَّسَّهُ کَذَلِکَ زُیِّنَ لِـلْمُسْرِفِینَ مَا کَـانُواْ


یَعْمَلُونَ یونس آیه 12

و چون انسان را آسـیبـى رسد ما را به پـهـلو خـوابیده یا نشسته یا

ایستاده مى‏ خواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چـنـان می ‏رود 

که گویى ما را براى گرفتاریى که به او رسـیـده نخـوانـده اسـت این 

گونه براى اسرافکاران آنچه انجام می ‏دادند زینت داده شده است. 


وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیبًا إِلَیْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِیَ


مَا کَانَ یَدْعُو إِلَیْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّیُضِلَّ عَن سَبِیلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ


بِکُفْرِکَ قَلِیلًا إِنَّکَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ زمر  آیه 8

و چـون به انـسـان آسیبى رسد پروردگارش را در حالى که به سوى 

او بازگشت‏ کننده است مـی ‏خـواند سـپـس چـون او را از جانب خود

نعمتى عطا کنـد آن [مصیبتى] را کـه در رفـع آن پـیـشـتر به درگاه او

دعـا مـی ‏کرد فراموش می ‏نماید و براى خدا همتایانى قرار می ‏دهد

تا [خـود و دیـگـران را] از راه او گـمـراه گـرداند بـگـو به کـفـرت انـدکـى 

برخوردار شو که تو از اهل آتشى.


عذابشان چیست؟


همـان طـور که درآخر آیه 8 سوره زمر بدان اشـاره شـده عـذاب آنان 

آتش است.


در احادیث در مورد انسان کنود چه گفته شده است؟


رسول الله (ص) می فرماید:

در شکیبایی بر ناملایمات خیر بسیاری نهفته است.


امیرالمؤمنین(ع) می فرماید:

آفت نـعـمت هـا ناسپـاسی است.



دوام دولت اندر حق شناسیست   زوال نعمت اندر ناسپاسیست


اگر فضل خدا برخود بدانی   بماند برتو نعمت جاودانی


چه ماند از لطف و احسان و نکویی؟  حرامت باد اگر شکرش نگویی



امیدوارم که ما از ناسپاسان نباشیم.


بار خدایا ما را از ناسپاسان قرار مده. 


اللهی آمین

  • منتظر تنها

مرگ در پى شماست.

اگر بایستید مى گیردتان و اگر بگریزید، باز هم به شما مى رسد.

از سایه هایتان به شما نزدیکتر است، 

مرگ بر پیشانی هایتان بسته است و دنیا از پـشت سرتان چون

بساطى پیچیده مى شود.

از آتـشـى که ژرفـاى آن بــسـیـار است و گـرمایش سـخـت است

و شکنجه اش تازه است، بـتـرسـیـد.

خانه اى که در آن نشانى از شـفـقـت و بخشش نیست، به نداى

کـسـى گـوش فرا ندهند و گرهى از انـدوه کـسـى نمى گشـایند.

فرازی از نامه 27 نهج البلاغه

  • منتظر تنها


به طور کلی کار شیطان وسوسه کردن است و با پناه بردن دائمی

به خداوند و ارتباط پیوسته با او و توسل و ربط با اولیای الهی(ع)

می توان از این وسوسه ها رها شد و یا آن را به حداقل رسانید و

شیطان را تسلیم نمود. پس بهترین راه حل، توجه کامل و دایمی

به خداوند متعال و اولیائش و خود را در قلعه استوار و نفوذ ناپذیر

او و اولیای پاک او درآوردن و رعایت کامل تقوای الهی کردن است.

 

براى تقویت ایمان و مبارزه با گناه و هواهاى نفسانى رعایت چند

نکته لازم است:

 

الف) کوچک نشمردن هیچ گناهى هرچند به نظر صغیره باشد،

 

ب ) عزم جدى و آهنین بر ترک معصیت و مراقبت جدى و دائمى

نسبت به تمام افعال خود،

 

ج ) شرط نمودن با خدا مبنى بر ترک معصیت و هم‏چنین از او

استعانت جستن،

 

د ) هر گاه فکر گناه و وسوسه آن به ذهن آمد بلافاصله آن را

از لوح ذهن خارج کردن و تـوجه خـود رابه خدا و امور شریـفـه

مشغول داشتن. جدیت و موفقـیت در این امر پیروزى بـزرگـى

است و در واقع دفع دشمن شیطان نفس از همان خاکریز اول

است. قرآن مـجـیـد در وصف پارسایان مى ‏فرماید: «ان الذین

اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مـبـصرون؛

پرهیزگاران چون گرفتار وسوسه شیطان شوند هماندم متذکر

(یاد خدا) شده وبصیرت یابند»، (اعراف، آیه 201)،

 

ه ) مطالعه و تفکر پیرامون عواقب سوء و وخیم گناه. در این

رابطه مطالعه کتب پیرامون معاد بسیار نافع و لازم است،

 

و ) خـود را هـمـواره در محـضـر حق تـعـالى دانـستن و او را به

یقین در همه حال مراقب و بیناى به افـعـال خود نگریستن،

 

ز ) اسـتمـداد از خداوند و دعا و نیایش که فرمود: اگر فضل و

رحمت خدا بـر شـما نـبـود هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روى

نمى ‏آوردید (و لو لا فضل الله علیکم و رحمته مـا زکـى منکم 

من احد ابدا..)،

 

ح ) جایگزین سازى اعمال و عادات نیکو؛ مانند شرکت دائمى

در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. «ان الحسنات

یذهبن السیئات؛ خوبى‏ها سرانجام میدان را بر بدیها تنگ خواهد

کرد و آنها را از بین خواهد برد»

 

ط ) توجه به چهره کریه و زشت واقعى سیئات،

 

ى ) براى ترک معاصى لازم است دربسیارى از موارد انسان از

مکروهات و چه بسا از برخى مباحات نیز چشم پوشد تا او را به

انجام زشتى ها نزدیک نسازند،

 

ک ) در حد ممکن دورى جستن از مکان‏ها و شرایطى که آدمى

را به گناه ترغیب مى ‏نماید،

 

ل ) تقویت اراده،

 

م ) محاسبه نفس همه روزه و در صورت رخداد خطا خود را

محاکمه و توبیخ نمودن و بلافاصله استغفار کردن،

 

ن ) مطالعه پیرامون زندگى پارسایان و زاهدان و مطالعه کتب 

اخلاقى و ... .

 

رعایت نکات زیر نیز شما را در این مسیر تعالى یارى خواهد کرد:

 

- انجام یک سرى مستحبات؛ مثلا همیشه با وضو بودن و زبان 

را به ذکر به خصوص «لاحول ولاقوة الا بالله العلى العظیم» عادت 

دادن.

 

- سعى و کوشش در انجام وظایف و واجبات دینى،

 

- خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت،

 

- گرفتن روزه مستحبى به ویژه دوشنبه و پنجشنبه هر هفته،

 

- تلاوت قرآن بویژه بعد از نماز صبح،

 

- تأمل و اندیشه در آیات قرآن،

 

- حتى المقدور سعى در خواندن نماز شب،

 

- از تنهایى دورى گزینید.

 

- سحر خیزى،

 

- تنظیم برنامه براى تمام شبانه روز و پر کردن اوقات فراغت با

برنامه‏ هاى صحیح و سودمند،

 

- شرکت در ورزش‏هاى فردى و دسته جمعى،

 

- شرکت در فعالیت‏هاى مذهبى و اجتماعى،

 

- به صله رحم و ارتباطات اجتماعى بسیار بپردازید و به نزدیکان

و اقوام خود بیش از پیش اظهار علاقه و محبت نمایید.

 

- پرهیز از نگاه نامشروع، امام صادق(ع) فرمود: نگاه پس از

نگاه، در دل بیننده شهوت را مى‏ انگیزاند

(وسائل ‏الشیعه ، ج 14 ، ص 138).

 

و باز فرمود: نگاه، تیرى از تیرهاى شیطان است، چه بسا نگاهى

که اندوه‏ هاى دراز در پى دارد

(وسائل ‏الشیعه ، ج 14 ، ص 139).

 

- عدم معاشرت و دوستى با افراد منحرف و فاسد،

 

- انتخاب دوستان مؤمن و سالم،

 

- به یاد خدا بودن در همه اوقات،

 

- از پرخورى و نیز از خوردن غذاهاى چرب و پرانرژى و تحریک

کننده پرهیز کنید،

 

- کنترل افکار و نیندیشیدن به صحنه ‏هاى شهوت‏ انگیز،

 

- از مشاهده صحنه‏ هاى مهیج و تحریک کننده دورى کنید،

 

- برنامه منظم مطالعاتى براى خود قرار دهید و سعى کنید

فرصت‏هاى خود را با تفکر و مطالعه مناسب پر کنید،

 

همواره خود را نـصـیحت نموده و بر نفس خویش بانگ زنید: اى

بیچاره! تا کى گرفـتـار هواى نفس باشى و سرمایه گران مـایـه

عمر را تباه سازى و به معـصــیـت رب الاربــاب پردازى؟ چرا براى

اندک لذتى پوچ و گــذرا خود را گــرفتار دوزخ ابــدى سازى؟ اگــر

لحظه ه‏اى دیگر فـرشته مرگ تو را در رسد و جانت به حـلقـــوم

رساند، با چه وضــعــى به دیار برزخ رهسپار مى‏ شوى؟ نه! نه!

هرگز! باید عزمــى قاطــع و استـوار داشته باشم و با استمداد از

خداى سبحان و پروردگار رحیم و مهربان - که با این همه معصیت

باز هم مرا مشـمـول الطاف خود ساخــته - پیمـان بندم و ســربه

بندگى او سپارم و زنجـیـر شــیــطان نفس بگـسـلـم. این بار باید

چنان ابلیس لعین را از خود دور سازم که دیگر در من وســوســه

نکند و با دست خالى از من روى برتابد!.

 

تـقـویت ایمان و اعـتقاد قــلـبــى و عــشــق الـهـى برآیند تقوا و

پرهیزگارى است. هم چنان که در بهاران نهال ناخشکیده شکوفه

مى ‏زند تقواى الهى، انجام واجبات، ترک محرمات و تهذیب نفس

نیز بوستان دل را خرم و سرسبز نــگه مى‏ دارد و جوانه عــشــق

الهى را در آن شکوفا مى‏ سازد.

 

بنابراین در گام اول باید بر انجام واجبات و ترک گــنــاهان استوارى

نمود و در گام دوم به پالودن نــفــس از رذایل و آراســتــن به فضایل

پرداخت و حب دنیا و تعلقات دنیوى را از ژرفاى ضمیر بیرون راند آن

گاه دل کانون عشق خدا مى ‏شود و با اخراج شیطان نفسانیت و

دنیاپرستى که خانه دل را غصب نموده صاحب خانه در آن لانه 

مى‏ گزیند.

  • منتظر تنها

آری شـیـطـان در کمین همین نگاه مـن و تـوست


به هنگام نگاه به نامحرم ، سر به زیر افکن و بگو:


اعـوذ بـالله مـن الـشـیـطـان الـرجـیـم



رسـول خـدا صـلـی الله عـلـیـه و آله و سلم:

نگاه به نامحرمان تیری مسموم از تیرهای ابلیس است.

هر کس از ترس خداوند چشم خود را از نــگــاه حــرام بـاز دارد،

خداوند ایمانی به او عطا فرماید که شیرینی آن را در قلبش حس کند.

بحار الانوار، ج 104، باب 91، ص 31 تا 42

  • منتظر تنها

   ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ  ﻋﻠــﻲ ‏(ﻉ) ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ...

   ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ...


   ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ  ﺣﺴﻴـــﻦ ‏(ﻉ) ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ...

   ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ...


   وﺍی ﺑﻪ ﺭﻭﺯی ﮐﻪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻣﻬـــﺪی ‏(ﻋﺞ‏) ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ!


  • منتظر تنها